كدخبر: ۳۲۹۹
تاريخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۰
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
دندان عاریتی
اصغر شجاعی
مي داني گاهي فيلمان ياد هندوستان مي كند و به سراغ گذشته ها مي رويم آن زمان هايي كه محبت و عشق را خير مي كردند، و بچه هايي كه همه زندگي خود را به يكديگر هديه مي دادند و ثروتمنداني كه از مال دنيا يك جا نماز و يك قرآن جيبي چيز بيشتري نداشتند .
 
آري سال هاست كه از جنگ مي گذرد و بعد از آن عمري را بي آذرخش بر لبه توفان مي گذرانم . ياد همان روزها به خير كه زندگي را زير سايه شمشيرها مي گذرانديم و به زيارت نرگس ها در كوهپايه هاي نيايش نائل مي آمديم و به مهماني خدا مي رفتيم در حالي كه مي ديديم تازيانه هايي از كنار نسترن ها عبور مي كرد .
 
و جلاد توفان در مسلخ پاييز سرهاي بريده هزاران شقايق را به دره هولناك بادها مي ريخت و بعد از آن من به صاعقه دنيوي فرعون دچار آمدم .
 
من از پشت سكوت با شما سخن مي گويم ، شما كه حلاج وار در ضيافت گلوله ها رقصيديد و من مسافر ره گم كرده ي آن صحراهاي مجنون گرفته ام ، كه هر كومه اش خاطره ليلايي است . مرا ببخشيد اگر شما را فراموش كرده ام و بوي خون و خاكستر و عطش و باروت را از خود زدوده ام . آه نمي دانم چرا اين حرف ها را مي زنم ؟ !
 
آخر چند سالي است دندان عقل خود را كشيده ام و به جاي آن دندان عاريتي گذاشته ام . چه كنم در روزگاران جك و غيبت، در روزگاران چرخش هاي صد و هشتاد درجه و در روزگاران آدامس هاي بادكنكي مرا چه كار به اين كارها كه مدرسه شهيد بهمني به مدرسه سهيلا و خيابان شهيد فرزدقي به خيابان آيدا تغيير نام پيدا كند.
 
و مادر سه شهيد از غصه دق كند و حليمه به خاك سياه نشيند و شهرداري منطقه چهار در سالگرد شهدا بادبادك هوا كند. و بر اين همه فاجعه بايد گفت من قرا الفاتحه ....
 
 
Bookmark and Share
نظرات بینندگان:
برادر عزیز یادگار روزهای شیرین دفاع مقدس بسیار زیبا نوشتی تو مرا به برادرم که همرزم تو وصل میکند برایت دعا می کنم و محتاج دعایت هیستم که سخت محتاجم
استاد عزیز سلام یاد وخاطره شهدا همیشه با ماست
بسیار زیبا بود خواهش میکنم در یک مراسم عمومی وتوسط خودآقای شجاعی باهمان کلام شیوای خودش بخوانند شهدا واقعا غریبند (شهداشرمنده ایم)
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: